خرید بک لینک
همون یارو که دیروز بهم گفت برو آخر بهمن بیا شاید تونستم کاری برات بکنم امروز بهم میگه نمیتونم و اصلا امکانش نیست! ازش متنفرم ولی کارم دستش گیره و الا انقد میزدمش تا بمیره ... کل دانشجو های دانشگاه رو سرکار گذاشته! آنقدر ریلکس صحبت میکنه که میخوای خفه اش کنی ... کارم دستش گیره و الا حتما صن

برچسب: نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:03

داشتیم تو گروه خونوادگیمون راجع ب دختر دایی جان صحبت میکردیم که نبود و همه داشتن سراغش رو میگرفتن که یکهو همسر محترمش آمد و گفت هست ولی خوابه و ... گفتن آخی لابد داره خونه تکونی میکنه و خسته شده خوابیده ! همسر محترمش نوشتن اتفاقا از وقتی اومدیم ... اصلا کار نکرده !ریپلای کردم نوشتم مگه باید کار

برچسب: نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:03

دوباره فردا میرم دانشگاه واسه اون کارهای خوابگاهی و البته ی کار اداری دگ برای آران !!!امیدوارم فردا دگ خوابگاهم درست شه ! خیلی بده ... نمیدونم وسیله هام و جمع کنم ؟؟؟ نکنم ؟؟؟ کی اینکارو بکنم ؟؟؟ فردا رفتنیم؟؟؟ پس فردا رفتنیم؟؟؟ کی جمع کنم بهتره؟؟؟بابا میگه فردا با اون یارو صحبت کن اگه قبول کرد که ه

برچسب: نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:03

این پست رو دارم از خوابگاهی میگذارم که چند روز براش دوییدم! دیروز که رفته بودم دنبال کارهای آران خیلی اتفاقی سفره دلم رو جلوی مسئول آموزشمون باز کردم و مشکل خوابگاهم رو گفتم و اون هم گفت برو پیش فلانی و بگو من فرستادمت و بگو مشکلت و حل کنه ! رفتم پیش فلانی و با یک تلفن ،خوابگاه مورد نظر ازآن م

برچسب: نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:03

بچه های جنوب که خب بندگان خدا همیشه توی گرما اونور بودن انگار بعد از ۷ ترم هنوز به سرمای اینجا عادت نکردن و توی بهترین هوای اتاق بازم شوفاژ و تا تههه روشن میکنن شب که داشتیم میخوابیدیم من رفتم بالا و از حرارت اتآق داشتم آتیش میگرفتم ! کل شب رو هیچی روم نکشیدم و دلم میخواست لباسم و دربیارم و شب

برچسب: نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:03

حس میکنم بداخلاق شدم ...بد اخلاق که بووودممم ذاتن ولی خودم هیچوقت قبول نمیکردم! این چند روزه استرس اینکه سر گروه بندی های اینترم بازم مشکلی پیش میاد یا نه همش با خودم در گیرم ! امیدوارم گروه خوبی باشیم ؛ هم طرح هم شناخت هم طراحی شهری و هم(احتمالا ) برنامه ریزی شهری گروه بندی شدیم و من ت

برچسب: نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:03

نیاز به تلاش بیشتر ، محرک و صبر دارم !میدونم زوده واسه خواستن یک چیزهایی میدونم تمرین و پشتکار میخواد میدونم انتظارم معمول رو به بالا و شاید آرمانیه ، میدونم اگه اون چیزی که تو ذهنمه عملی شه نتیجه دلخواهم و خواهم گرفت ! برای این رشته برای این درس پرررر از انرژیم اما فقط انرژی کافی نیست باید ی س

برچسب: نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:03

همین جور که توی دفتر جناب مهندس نشسته بودیم و منتظر ایشون بودیم  من داشتم واسه دوستم از کارهای ترم قبلم میگفتم و عکس کارهام و بهش نشون میدادم و هر از گاهی از کلنجار رفتن با هم گروهی ها میگفتم و اون میخندید! بعد یهو دوستم گفت خیلی دوست دارم بدونم با کی ازدواج میکنی ؟! پوکر شدم :|  گفتم

برچسب: نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:03

بشتاااااابییییید کانال زدم 


نظرتون راجع به تو کانال نوشتن بلاگر ها چیه؟؟



برچسب: نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:03

صفحه بندی